هرچند که در سینه اش از حادثه غم هاست
هیهات که سر خم کند این ایل عجم هاست
برخواسته با نام علی ماذنه هایش
کی قلعه ی خیبر عددی بوده برایش
تردید در این خاک نیفتاده مسیرش
کابوس شغالان شده سرپنجه ی شیرش
تاریخ بداند که نخوردیم به بنبست
با اینکه علی رفته ولی راه علی هست
ای لشکر ابلیس کنون وقت تقاص است
ای تیغ دو دم حرمله مشتاق قصاص است
برخیز که هنگام خروشیدن رودست
امروز یقین موعد پایان یهود است
حق فاتح و ما لشکر دلداده ی حقیم
باطل شود آگاه که آماده ی حقیم
بر سینه حیفا زده سر موشک سجیل
حیران شده فرعون ز ویرانگری نیل
مارا بکشند از دل این خاک براییم
ما تشنه ی جانبازی در کرببلاییم
از مرگ چه باکی که کفن پیرهن ماست
جمهوری اسلامی ایران وطن ماست












