سرآغاز یک اتفاقم
به خط می زنم با دل و جان
شروع روایات فتحم
به نام خدای شهیدان
پُرم از خروش سیاوَش
کمانداری از نسل آرش
چو ققنوسِ در قلب آتش
بزن دل به دریای طوفان
هر آیینه ابر بهارم
که باید حماسی ببارم
به میدان قدم میگذارم
در امواج شبهای ایران
بخوان با صدای رسایت
که زانو زده پیش پایت
جهان با سلاح دعایت
بخوان با صدای رجزخوان
بریز اشک دریا نشان را
علم کن غم خون چکان را
تو هفت آسمانْ مستجابی
مسلح به تسبیح باران
روایت کن ای شور شیرین
صبوری کن ای داغ سنگین
که فتح الفتوح من و توست
خیابان خیابان خیابان












